تاریخ :  پنجشنبه 1391/05/26
نویسنده :  علیرضا

آدمي و محيط زيست:

انسان از گذشته هاي دور تمام نيازهاي خود را از طبيعت تامين كرده است و از جهات گوناگون بر محيط طبيعي خود اثر گذاشته است، با افزايش جمعيت كره زمين آدمي محيط هاي طبيعي را از بين مي برد و محيط هاي مصنوعي مانند شهرها را جايگزين مي كند.

با افزايش جمعيت ميزان تقاضا براي مصرف منابع طبيعي زيادتر مي شود اين منابع به دو دسته تقسيم مي شود

منابع تجديد شدني:

 منابعي هستند كه به طور عمده از جانداران بدست مي آيند، سرعت توليد اين منابع زياد است و متناسب با مصرف توليد مي شوند. مثل پشم، پنبه...

 

منابع تجديد نشدني:

 منابعي هستند كه چرخه توليد آنها بسيار طولاني است اما سرعت مصرف آنها بسيار بسيار زيادتر از سرعت توليد آنهاست مانند نفت و زغال سنگ.

يشرفت و شهرنشيني عملا سبب شده است از منابع كره زمين به طور فزاينده اي مصرف گردد. و بشر در آينده نزديك با كمبود منابع تجديد نشدني مانند سوخت هاي فسيلي مواجه خواهد شد.

 

 

آلودگي محيط زيست:

آدمي امروز صرف نظر از آنكه به طور بي رويه و با بي فكري تمام به استفاده و تهي كردن منابع زمين مي پردازد با فعاليت هاي خود در امور صنعتي موجب آلوده شدن محيط مي گردد.

آلودگي عبارت است از وارد كردن مواد يا انرژي به وسيله ي آدمي به محيط زيست به طوري كه منابع حياتي يا سلامتي انسان در معرض خطر قرار گيرد.

انسان ها بر آلودگي هوا، آب، افزايش زباله ها و نابودي گياهان و جانوران و تخريب لايه اوزون موجب آسيب به طبيعت مي شود.

 

حفظ محيط زيست:

امروزه مي دانيم كه چه خطراتي محيط زيست ما و ساير جانوران را تهديد مي كند.

انسان هاي آگاه و مسئول مي دانند كه چگونه در حالي كه از منابع طبيعي استفاده مي كنند به حفظ آنها هم كمك كنند.

منظور از حفاظت از محيط زيست، تلاش براي دست يابي به توزان ميان استفاده از منابع طبيعي و حفظ آنها براي آينده است. حفظ منابع و ذخاير زير زميني مصرف درست انرژي ها و حفاظت از گونه هاي زيستي گياهي و جانوري نمونه اي از اين موارد است.

امروزه انسان آگاه و متمدن مي داند كه حفاظت از گونه ها و گوناگوني زيستي جانداران و حفظ بقاي آنها براي او سودمند است. انسان در گذشته، روش هاي نادرست استفاده از منابع طبيعي موجب انقراض بعضي از گونه ها شده است انسان، چراي بيش از حد دام ها در مراتع، قطع درختان جنگل، از بين بردن زمين هاي حاصل خيز، آلودگي آب، هوا، خاك موجب از بين رفتن گونه هاي زيستي شده است.

 

آلودگي هوا:

انسان به طرق گوناگون موجب آلودگي هوا مي شود. دود و ذرات سمي حاصل از اگزوز اتومبيل ها، دودكش كارخانه ها، نيروگاه ها، و وسايل توليد حرارت مانند بخاري ها، شوفاژ، آبگرمكن و سوزاندن زباله هاي موجب آلودگي هوا مي شود.

ا سوختن نفت در زغال سنگ موادي از قبيل تركيبات گوگردي، كربن منواكسيد، كربن دي اكسيد، تركيبات سرب در مواد نيتروژن دار و هيدروكربن ها وارد هوا مي شود كه نوعي آلودگي است.

مواد حاصل از سوختن سوخت هاي فسيلي در شرايط خاص همراه با رطوبت و اشعه نور خورشيد منجر به تركيب خطرناك مه دود مي شود كه مي تواند صدمه زيادي به دستگاه تنفسي آدمي وارد كند.

 باران اسيدي:

همه ساله ميليون ها تن گازهاي اسيدي حاصل اكسايش از سوخت هاي فسيلي حاصل مي شوند و وارد هوا شده و همراه با باران و برف و مه به زمين باز مي گردند و موجب آلودگي خاك و آب مي شوند به اين گونه بارش ها كه آب آنها خاصيت اسيدي دارد باران اسيدي مي گويند باران هاي اسيدي موجب نابودي گياهان و جانوران و كاهش تنوع زيستي مي شوند.

 انسان و تغيير در طبيعت:

زنجيره ي غذايي

به روابط غذايي بين يك توليد كننده و چند مصرف كننده زنجيره ي غذايي مي گويند در يك زنجيره غذايي هر موجود مانند حلقه زنجيره اي كه ارتباط غذايي ساير موجودات را برقرار مي كنند.

بكه ي غذايي:

 اگر چند زنجيره ي غذايي را بررسي كنيم متوجه مي شويم كه يك يا چند موجود زنده در آنها مشترك است يعني بين زنجيره هاي غذايي هم رابطه اي وجود دارد. به مجموعه ي زنجيره هاي غذايي شبكه ي غذايي مي گويند.

 شبكه ي حيات:

همه ي زنجير هاي غذايي روي كره زمين با يكديگر ارتباط دارند. به مجموعه ي اين شبكه هاي غذايي شبكه ي حيات مي گويند.

ر چه گوناگوني جانداران در يك شبكه زيادتر باشد امكان بقا و پايداري جمعيت آن شبكه بيشتر خواهد بود.

مثلا اگر در يك شبكه غذايي يك نوع جاندار كمتر شود جانور تغذيه كننده از آن جانور، جانوران ديگري را به عنوان غذا شكار خواهد كرد. مثلا اگر جمعيت خرگوش ها كاهش يابد عقاب مي تواند جانور ديگري مانند پرنده كوچك را شكار كند.

فعاليت انسان موجب مي شود كه تنوع زيستي جانوران كمتر شود مثلا با از بين بردن جنگل ها محيط زيستي بعضي از گونه ي جانوري و گياهي را از بين مي برد بنابراين بعضي از گونه ها منقرض مي شوند و شرايط براي زندگي ساير گونه ها كه مواد غذايي مورد نياز خود از جانوران انقراض يافته، تامين مي كردند كمتر خواهد شد.

 مثال هايي از اثر انسان بر تغيير و گوناگوني زيستي جانوران:

1) استفاده از سموم جهت از بين بردن گياهان و جانوران:

انسان در گذشته براي از بين بردن پشه مالاريا (پشه آنوفل) از حشره كش هايي استفاده كرده است، كه سموم آنها وارد زنجيره هاي غذايي شده است اين سموم تا مدت زيادي در بدن جاندار باقي مي ماند و دفع نمي شود و موجب مرگ آنها شده است.

2) به وجود آمدن حشرات و جانداران مقاوم:

انسان با استفاده از داروها و حشره كش ها موجب جهش و انتخاب مصنوعي گونه ها برتر حشرات شده است به طوري كه جانداران حساس به سموم از بين رفته و گونه هاي مقاوم باقي مانده و تكثير شده اند.

 

3) سرازير شدن نفت از نفت كش ها و مرگ ميليون ها جانور آب زي دريايي و جانوراني كه از اين جانوران تغذيه مي كنند.

) گرم شدن كره زمين به علت ازدياد كربن دي اكسيد هوا و ايجاد پديده اثر گلخانه اي:

بر اثر اين پديده يخ هاي قطبين زمين ذوب شده و آب اقيانوس ها بالاتر خواهد آمد كه موجب تخريب سواحل و مرگ جانداران و گياهان ساحلي مي شود.

تأثير محيط زيست سالم بر انسان

به طور قطع يكى از امورى كه زمينه‏ساز سعادت و كمال انسان در دنيا و آخرت است، داشتن محيطى سالم و امن است، كه انسان بتواند در پناه آن، به تربيت جسم و جان خويش بپردازد و اصولاً يكى از وظائف مهم بشر كه حفظ جان است، جز با زيستن در محيط سالم و زيبا امكان‏پذير نيست. بدين سبب شرط اوليه داشتن روحى سالم، جسم سالم است و جسم سالم نيز فقط زمانى حاصل مى‏شود كه انسان از محيط زيست طبيعى سالم و دلگشا بهره‏مند باشد.
محيط زيست طبيعى سالم تأثير شگرفى بر روح و روان آدمى دارد. محيط پاك و آراسته و خرّم، زندگى را شاداب و معطر مى‏سازد. شنيدن آواز روح‏بخش پرندگان، ترنم لطيف جويباران، آهنگ دلرباى چشمه‏ساران، صفاى سبز سبزه‏زاران، نسيم لطيف كوهستان، رقص دلنشين درختان و زيبايى شهر و ديار، همه و همه تأثير اعجاب‏انگيزى بر زندگى و حيات انسان دارند. هر كسى از تماشاى چنين منظره‏هاى زيبايى احساس آرامش و نشاط كرده و امنيت و آسايش را در حيات خويش لمس مى‏كند. بر عكس، آسيب رساندن به محيط زيست و نابودى طبيعت باعث وارد آمدن صدمات و زيان‏هاى جبران‏ناپذيرى به بشريت مى‏شود.
افسردگى و افزايش بيمارى‏هاى روحى و روانى انسان امروز بدون ارتباط به آسيب رساندن به محيط زيست نيست. هيچ كس نمى‏تواند منكر بشود كه تخريب محيط زيست تأثير منفى بر شيوه رفتار آدميان مى‏نهد، و اثرات ويرانگرى بر اخلاق فردى و جمعى جامعه بشرى بر جاى مى‏گذارد.
آب و هوا، درختان و گياهان، غذاها و ميوه‏ها و به طور كلى طبيعت و محيط زيست نقش عظيمى در زندگى بشر دارند.
سلامت محيط زيست بر هوش و استعداد و لياقت‏هاى فردى اثر مى‏گذارد و ميانه‏روى در اخلاق و منش متأثر از ميانه‏روى در محيط زيست است.
ساكنان مناطق معتدل كره زمين، داراى ويژگى‏ها و روحيه‏هاى خاص هستند كه مقايسه با جوامع ساكن در مناطق گرمسير و سردسير، از تفاوت بسيارى برخوردارند.
محيط زيست افزون بر تأثير در قد و قامت و چگونگى اندام ظاهرى، بر فكر و انديشه و اعمال و رفتار انسان داراى تأثير شگرف است.(1)
قرآن‏كريم و روايات اسلامى فوائد بسيار آب، هوا، گياهان و درختان را با تعبيرهاى بسيار دقيق و گاهى شگفت‏انگيز برشمرده‏اند و از تأثير به سزاى آنها بر تن و روان آدمى سخن گفته‏اند.
دانشمندان مسلمان و غيرمسلمان نيز با توجه به طبيعت، از تأثير حيرت‏آور آن بر جسم و جان انسان سخن‏ها گفته و در مقايسه با جامعه‏هاى مختلف بشرى تأثير فراوان طبيعت را بر اعمال و رفتار و فكر و انديشه و نيز خصوصيات ظاهرى انسان، تبيين و تشريح كرده‏اند. از اين‏رو، در اين نوشتار برآنيم تا با ذكر برخى از آيات و روايات و گفتار دانشمندان مسلمان و غير مسلمان تأثير محيط زيست طبيعى سالم بر انسان را مورد بررسى قرار دهيم.

آثار روانى آب و هوا بر انسان از ديدگاه قرآن و روايات‏

در آموزه‏هاى اسلامى از تأثير طبيعت در انسان به گونه‏هاى مختلف، سخن به ميان آمده است، چنان‏كه قرآن‏كريم درباره اثر محيط زيست مى‏فرمايد: «و البلد الطيب يخرج نباته باذن ربّه و الذى خبث لايخرج الاّ نكدا...؛(2) سرزمين پاكيزه، گياهش به فرمان پروردگار مى‏رويد؛ اما سرزمين‏هاى بدطينت و شوره‏زار، جز گياه ناچيز و بى‏ارزش، از آن نمى‏رويد
از اين آيه شريفه استفاده مى‏شود همان طور كه طبيعت و سرزمين پاك در رشد و پرورش بهينه گياهان مؤثر است، در رشد و تكامل انسان نيز مؤثر مى‏باشد، و همان‏گونه كه از زمينهاى شوره زار، جز گياهان بى ارزش نمى‏رويد، محيط آلوده نيز تأثير منفى و اثرات زيانبارى بر تربيت انسان دارد.
براين اساس، امام على(ع) در مذمت اهل بصره مى‏فرمايد: «اخلاق شما پست، پيمان‏هاى شما سست، سيره و روشتان دورويى و آب شهرتان شور(بدطعم) است.»(3) و در بيانى ديگر فرمود: خاك سرزمين شما بدبوترين خاكهاست؛ از همه جا به آب(سطح دريا) نزديكتر و از آسمان دورتر است (منطقه پست و پايين) كه 9دهم بديها در محيط شماست.(4)
آب تأثير شگرفى بر جسم و روح انسان دارد، به تعبير قرآن‏كريم «مايه حيات» همه چيز آب است.(5) و به بيان امام صادق (ع) طعم آب، طعم زندگى است: از امام صادق (ع) در باره طعم آب پرسيدند، حضرت فرمود: «براى يادگرفتن بپرس، نه براى به دشوارى انداختن؛ طعم آب، طعم زندگى است.»(6)
علامه مجلسى (ره) در تشريح اين حديث مى‏نويسد: «مراد از (طعم زندگى) اين است كه طعم آب با ساير مزه‏ها قابل مقايسه نيست و از بالاترين وسايل براى ايجاد و بقاى حيات است؛ پس مزه آب، مزه حيات است.»(7)
نگاه مسلمانان به آب، نگاهى سرشار از قداست و پاكيزگى و عظمت است، آب وسيله‏اى است كه زمينه ارتباط آنان با معبودشان را فراهم مى‏سازد. در شريعت اسلام هيچ‏كس نمى‏تواند به راز و نياز با خدا بپردازد و در آستان مقدس او به نماز ايستد، مگر اين كه با آب خود را شستشو دهد(8) و اين شستشو با آب داراى خصوصيات ويژگى‏ه‏اى است كه اگر درست انجام شود، نام وضو و غسل به خود مى‏گيرد.
هيچ مسلمانى نمى‏تواند به طواف خانه خدا بپردازد، جز آن كه زمينه آن را با آب فراهم آورده باشد و نيز تماس با خطوط قرآن‏كريم جايز نيست، مگر اين كه قبلاً زلال آب تماس گرفته باشد.
آب نه تنها جسم ظاهرى را شستشو مى‏دهد، بلكه حالتى روحى و روانى در انسان ايجاد مى‏كند و به او تقدس مى‏بخشد.(9) و زمينه‏ساز راه‏يافتن به حريم مقدسات دينى مى‏شود.
قرآن كريم مى‏فرمايد: «و انزلنا من السماء ماءً طهوراً؛(10) ما از آسمان، آبى طهور فرو فرستاديم
مفسران در تشريح طهور گفته‏اند: طهور يعنى، بسيار پاكيزه كه خود به خود پاك است و غير خود را پاكيزه مى‏كند، چرك را از جسم شستشو مى‏دهد و پليدى‏هاى روحى را از روان مى‏زدايد.»(11)
در روايات اسلامى به مسلمانان توصيه شده است كه هرگاه براى تطهير يا وضو نگاهشان به آب افتاد بگويند: «الحمدلله الذى جعل الماء طهوراً و لم يجعله نجساً؛(12) سپاس خداى را كه آب را (طهور) قرار داد (پاك و پاك كننده) و آن را پليد قرار نداده است.» بدين سان، آب با وصف پاك‏كنندگى، چهره‏اى مقدس به خود مى‏گيرد كه رفتن به حضور خالق يكتا بدون آن ميسر نمى‏شود و (و آن‏گاه كه آب يافت نشود و يا به دليلى براى شخص مضر باشد، بايد به جاى آن بر خاك پاك تيمم كرد.)(13) و تماشاى آب، شكر و سپاس الهى را مى‏طلبد. افزون بر اين، در روايات نگاه به آب جارى توصيه شده و آن را سبب جلاى چشم و افزودن روشنايى آن دانسته‏اند. چنان كه از امام صادق (ع) نقل شده است: «چهار چيز چهره را روشن و نورانى مى‏كند كه يكى از آنها نگاه كردن به آب جارى است.»(14)و نيز امام كاظم (ع) فرمود: نگاه به آب جارى چشم را جلا داده و به روشنايى آن مى‏افزايد.(15) بر اساس اين روايات نگاه كردن به آب جارى، خود نقشى به سزا در شادى و انبساط روحى داشته و علاوه بر روشن كردن چشم دل و افزايش بصيرت انسان، داراى تأثير قابل توجهى در تقويت نور چشم ظاهرى است.
افزون براينها، برخى آبها، مانند آب باران، آب جوشيده، آب زمزم، آب فرات و ...مورد تمجيد بيشترى قرار گرفته و از آثار شگرف آنان بر جسم و روح آدمى اشاره شده است.

 

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: اجتماعي
:: برچسب‌ها: آدمي و محيط زيست
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.